مجمع شهید راستگو
مجمع دانشجویان و دانش‌آموختگان مازندرانی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام

شهید حسن چوپانیان وامرزانی از بهشهر مازندران
#شهید_امروز

نوجوان بود ولی تحت تأثیر اندیشه‌های #شهید_مطهری و امام خمینی، فعالیت انقلابی خود را سه سال قبل از پیروزی این نهضت اسلامی شروع كرد.

برادرش می‌گوید: «قبل از انقلاب، عده‌ای مغازه‌مان را به آتش کشیدند و به خانه‌مان تیراندازی کردند. بعد به حسن گفتند: ۱۰ بار بگو مرگ بر فلانی؛ و الا کفن خودت را حاضر کن!»

از ۱۴ سالگی دستش به جیب خودش بود. برق‌کاری می‌کرد.

در مقابله با گروه‌­های ضدّ انقلاب، علاوه بر بهشهر، در ساری هم حضور داشت.

جنگ که شد، رفت سپاه. مزدش را در عملیات #رمضان گرفت.

با یاد شهدا تازه بمانید:
https://ble.im/join/YWNmNTczMz





نوع مطلب : فرهنگ پایداری و شهدای استان مازندران، داستان و خاطره، یادداشت و تحلیل، 
برچسب ها : شهید حسن چوپانیان وامرزانی، شهدای استان مازندران، شهدای بهشهر، شهرستان بهشهر، عملیات رمضان، کوشک، آیت‌الله شهید مرتضی مطهری،
لینک های مرتبط :
محمد تورانی، طلبه‌ و پاسدار اهل یکی از روستاهای شهرستان ساری بود. توانایی رزمی، قدرت استدلال و نفوذ کلام، رفتار محبت‌آمیز و... محبتش را در دل همه می‌گستراند. معلومات و فن بیانش آن‌قدری بود که مغزهای متفکر منافقین هم از رودررویی و مناظره با او طفره بروند. با توجه به هم‌مرز بودن مازندران با شوروی سابق و همجواری با پایتخت، نفوذ گروهک‌های چپ هر روز گسترده‌تر از قبل می‌شد. جنگل‌ها و کوهستان‌های استان به مأمنی برای مارکسیست‌ها و چریک‌ها و منافقین و... تبدیل شده بود. سپاه هم در آن زمان نیرویی تازه‌تأسیس و کم‌تجربه بود. هر روز ترور، هر روز انحراف و فریب تعدادی از جوانان بر دغدغه‌های نیروهای انقلاب می‌افزود.

محمد تورانی اما به مرور تغییر عقیده داد و هر بار به نقد و نفی بعضی از شخصیت‌های محوری انقلاب می‌پرداخت. همرزمانش به او مشکوک شدند، منافقش خواندند و کمی بعد او را از سپاه اخراج کردند. خبر آمد محمد عضو کادر مرکزی منافقین در مازندران شده و کتب ایدئولوژیک آن‌ها را تدریس می‌کند. چندبار دستگیرش کردند، کتکش زدند و خلاصه بی‌آبرویش کردند. هرکس او را می‌شناخت، بد و بیراه نثارش می‌کرد. حتی همسرش حاضر به دیدار او نبود و می‌خواست طلاق بگیرد!

مدتی بعد در جریان یکی از درگیری‌های سپاه با منافقین در جنگل آمل، مشخص شد که محمد نفوذی سپاه بوده و با هماهنگی شهید طوسی – فرمانده وقت اطلاعات سپاه استان – با اتکا به توانایی‌های فردی خود تا عمق منافقین نفوذ کرده است. او در مهر ۱۳۶۰ با انجام موفقیت‌آمیز مأموریت‌هایش به سپاه باز می‌گردد و دوباره لباس پرافتخار سبز را می‌پوشد و دوستانش را شرمنده می‌کند. محمد یک ماه بعد در درگیری توسط منافقین دستگیر شد و دیگر خبری از او به دست نیامد. مدت‌ها بعد با اعترافات منافقین مهاجم به آمل مشخص شد در حالی که او مجروح شده بود، پوستش را زنده زنده کندند و بدنش را به آتش کشیدند. چند استخوان از او به دست آمد و جنازه ۲ کیلویی این شهید باشکوه تشییع شد.
او با اهدای آبرو و جانش، امنیت را به شمال کشور بازگرداند.

بر اساس فاش‌نیوز و وبلاگ اشک و آتش: خاطره‌ای از ماه‌نامه حاشیه، شماره ۶، ص۶۵

www.PavaraQi.ir | @PavaraQi
تازه بمانید:
:point_right:




نوع مطلب : داستان و خاطره، فرهنگ پایداری و شهدای استان مازندران، 
برچسب ها : شهید محمد تورانی، حمید درویشی شاهکلائی، سید حمید مشتاقی‌نیا، وبلاگ اشک و آتش، سوژه‌های ناب سینمایی دفاع مقدس، منافقین در جنگل، آمل،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

مجمع دانشجویان و دانش‌آموختگان مازندرانی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام
به یاد دانشجوی مازندرانی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام؛ شهید قاسمعلی راستگو
مدیر وبلاگ : مجمع شهید راستگو
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
filesell

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو